۵ تفکر سمی که کارآفرینان باید از ذهن خود خارج کنند

کارآفرینی و مثبت نگری دائمی، هر دو دشواریای خاص خود رو دارن. راه اندازی یه کار و کاسبی سخته. ثابت شده چگونگی صحبت کردن شما با خودتون روی چارچوب ذهنی تون و در نتیجه نتایجی که در دنیای واقعی می گیرین اثر میذاره. صحبت داخلی منفی دائم، مخصوصا با محوریت طرح کار و کاسبی، کارآفرینی و مسائلی مثل این می تونه یه ایده فوق العاده رو، حتی قبل اینکه قدم از قدم ورداشته باشین، به شکستی تموم عیار تبدیل کنه.

معنی این حرف این نیس که چشم انداز خود رو روی در و دیوار بنویسین و هر روز صبح رو به آینه خودتون رو تأیید کنین (هرچند ایرادی هم نداره). اما کارآفرینانی که در بحبوحه راه اندازی کار و کاسبی خود هستن بهتره آگاهانه گفتگوی داخلی خود رو متوقف و اونو با چیز به درد بخور تری جانشین کنن.

در ادامه با سایت ما همراه باشین.

شما هنگام راه اندازی یه کار و کاسبی جدید به اندازه کافی با چالشا و مشکلات جور واجور مواجه میشین. چیزی که در این دوران به اون نیاز دارین، تشویق کننده و حامی به هر تعداد ممکنه که اولین نفر اونا باید خودتون باشین. بعضی از عادی ترین نمونه های گفتگوی داخلی منفی نگرانه رو در ادامه می تونین از نظر بگذرونین و ببینین به چه دلیل شما رو از رسیدن به موفقیت باز می دارن:

۱- شکست می خورم

شک نداشته باشینً با این گفتگوی داخلی احتمال شکست خوردن شما بیشتر میشه. هم اینکه، ارقام و آمار موجود هم نشون میدن شکست شما در واقعیت بعید نیس. اتفاقاً اکثریت نزدیک به اتفاق استارتاپا با شکست مواجه می شن. اینکه شما به چالشای پیش روی خود چه دیدی داشته باشین و چیجوری به جنگ اونا برید مهم ترین عامل تعیین کننده شکست یا پیروزی شما میشه.

شما به عنوان یه کارآفرین بالقوه که از اندازه شکست استارتاپا آگاهی داره، فقط دو گزینه پیش روی خود دارین: به این فکر کنین که شکست می خورید، یا اینکه خود رو یه استثنا بدونین. دومین گزینه انتخاب بسیار سالم تریه. با این حال، شکست درسای با ارزشی بهتون میده که احتمال موفقیت در تلاش بعدی تون رو بسیار بالا میبره.

 ۲- رهبر خوبی نیستم

هیچکی رهبر به دنیا نمیاد، اما هر کسی ویژگیایی داره که با تقویت اونا می تونه به رهبر قابلی تبدیل شه. یادتون باشه که رهبری خوب شکلای جور واجور مختلفی داره، لازم نیس واسه رسیدن به موفقیت از سبک مدیریتی خاصی تقلید کنین. البته کارآفرینان موفق زیادی هستن که رهبران خوبی نیستن. واسه همینه که واسه انجام امور رهبری، مدیر عامل استخدام می کنن.

کارآفرینان، دریایی از مهارت ها و فنون جور واجور با عمق نه خیلی زیاد هستن و این انگار لازمه کار اوناس. اما اگه حس می کنین در این مورد به جایی نمی رسید، روی نقاط ضعف خود کار کنین. در عین حال می تونین واسه پر کردن شکافای موجود، به کار گیری یه رهبر قوی تر رو هم مورد به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین.

۳- من یه کارآفرین واقعی نیستم

کارآفرینی هیچ مدرک، جواز یا پروانه خاصی نداره و داستان اون با اینکه بگید «من یه دکتر واقعی نیستم» فرق داره. واقعیت اینه که حتی خود تعریف کارآفرین هم محل بحثه. هیچ مجموعه ملاک خاصی وجود نداره که بهره مندی یا نبود بهره مندی شما از اونا، کارآفرین بودن یا نبودن شما رو تعیین کنه. تا وقتی کارآفرین واقعی رو واسه خود تعریف نکرده باشین نمی تونین از خودتون سوال کنین واقعاً کارآفرین هستین یا نه؛ به واقع اصلاً اهمیتی هم نداره. اگه می خواید کار و کاسبی ای راه بندازین، در راه کارآفرینی قرار دارین. کافیه از پوسته خود خارج، و تبدیل به همون رهبری شید که همیشه آرزویش رو داشتین.

۴- اصلاً بلد نیستم چیزی بفروشم

اگه واقعاً فروشنده خوبی نیستین، می تونین به اون تبدیل شید. فروشنده مادرزاد بودن اتفاق بسیار نادریه، اما هر کسی می تونه مهارتای لازم واسه این کار رو فرا بگیره. شما می تونین به انحاء جور واجور به تقویت مهارتای فروش خود بپردازید، اما از یاد نبرین که هدف پایانی شما تبدیل شدن به فروشنده ای که به صورت حرفه ای با تک تک مشتریان روبرو می شه نیس. شما الان باید بتونین خودتون، کار و کاسبی تون و اجناس یا خدماتی که ارائه می دید رو به سرمایه گذاران و مشتریان اولیه عرضه کنین. چشم انداز شما در این راه انتهای مشخصی داره، چون که در حالت ایده آل باید در آخر یه تیم فروش استخدام کنین. یادتون باشه؛ فقط فروشنده ها نیستن که می تونن بفروشن.

۵- ارزش این کار رو ندارم

اگه فکر می کنین شما ارزشش رو ندارین، پس کی داره؟ خیلی از کارآفرینان خودشون رو باور ندارن و ارزش خود رو پایین میارن که این، راه رو واسه شکست اونا صاف می کنه. به جای دقیق شدن و فوکوس کردن روی ارزش، روی تقویت انگیزه کار و کاسبی ای تون کار کنین. مقابله با نگرشای منفی نگرانه ای مثل اینا در روزای اولیه راه اندازی کار و کاسبی حیاتیه. هم اینکه، معنی «ارزش» خیلی فردیه و حتماً به یه نوع شخصیت خاص وابسته نیس. در این برهه خیلی چیزای دیگه س که باید روشون متمرکز باشین.

شما در راه کارآفرینی با گفتگوهای منفی گرایانه زیادی روبرو میشین، اینطوری به چه دلیل باید خودتون رو هم به پرتگاه منفی بافا اضافه کنین؟ همیشه از هر حمایتی استقبال کنین، مخصوصا از طرف خودتون.

Author: edame

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *