خلاقیت کارکنان

دانلود پایان نامه

سازمان است.
برعکس، در مدلهای آنجل و پری و مایر و شورمن، فرض شده است که تعهد مستمر مرتبط با تصمیم به ماندن یا ترک سازمان است. و تعهد ارزشی مرتبط با تلاش مضاعف در جهت حصول به اهداف سازمانی است.
2-17-7) مدل پنلی و گولد
پنلی و گولد یک چارچوب چند بعدی را ارائه کردند. آنها بین سه شکل از تعهد با عناوین اخلاقی، حسابگرانه و بیگانگی تمایز قائل شدند. تعریف تعهد اخلاقی به طور نزدیکی با تعریف تعهد عاطفی می یر و آلن و تعهد ارزشی آنجل و پری و مایر و شورمن یکسان است. استفاده از واژه تعهد حسابگرانه منطبق با متابعت مطرح شده در مدل اریلی و چتمن است و ممکن است به عنوان یک شکل از انگیزش به جای تعهد در نظر گرفته شود. سرانجام منظور آنها از تعهد بیگانگی تا حدی با تعهد مستمر می یر و آلن یکسان است. تعهد سازمانی ، نوعی نگرش است که میزان علاقه و دلبستگی و وفاداری کارکنان نسبت به سازمان و تمایل آنان به ماندگاری در سازمان را نشان می دهد. این نگرش می تواند ناشی از تمایل ، الزام یا نیاز فرد باشد.
براساس مدل سه بخشی می یر و آلن تعهد سازمانی شامل سه مولفه است:
1- تعهد عاطفی:احساس تعلق و وابستگی به سازمان و احساس هویت با آن(خواستن و میل باطنی) تعهد عاطفی عبارت است از اعتقاد به اهداف و ارزشهای سازمان، تمایل به تلاش شدید در راه سازمان و خواست عمیق ادامه عضویت در سازمان. کسانی که دارای چنین تعهداتی هستند دارای ویژگی های ذیل می باشند:
کار کردن در روز تعطیل بدون حقوق، مسائل سازمان را جزء مسایل خود می دانند، احساس تعلق قوی به سازمان دارند و…
2- تعهد هنجاری: احساس وفاداری به سازمان و الزام اخلاقی به ماندن در سازمان و ادای دین به آن (باید یا نوعی الزام اخلاقی است)
تعهدهنجاری عبارت است از اعتقاد داشتن به مسئولیت در قبال سازمان است، به عبارت دیگر، مجموعه فشارهای هنجاری درونی شده برای انجام فعالیتها به طریقی که اهداف و منابع سازمان حاصل شوند. از جمله ویژگی های کسانی که دارای این نوع تعهداند عبارتست از: اعتقاد به اینکه وفاداری به سازمان یک هنجار است اعتقاد به اینکه افراد باید تا زمان بازنشستگی در سازمان بمانند، اعتقاد به اینکه افراد باید خود را وقف سازمان کنند و…
3- تعهد مستمر: محاسبه سود و زیان و هزینه های ناشی از ترک سازمان(نیاز به ماندن در سازمان) .
تعهد مستمر عبارت است از تمایل به انجام فعالیتهای مستمر به علت ذخیره شدن اندوخته ها و سرمایه هایی که با ترک آن فعالیت ها، از بین می روند. از جمله ویژگیهای کسانی که دارای این نوع تعهد می باشند عبارتست از: اعتقاد به اینکه ترک سازمان مشکلات زیادی در زندگی افراد ایجاد می کند. اعتقاد به اینکه با ترک سازمان، استخدام در جای دیگر امکان پذیر نیست .
2-18 ) نتایج و پیامدهای تعهد سازمانی
بطور کلی می توان تعهد را از نظر نتیجه در سه سطح و در دو مقوله فرد و سازمان مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرارداد و پیامدهای آن را نام برد.
2-18-1) تعهد کم یا ضعیف
سطوح پایین تعهد نه بای فرد و نه برای سازمان مطلوب است. در این حالت فواید حاصل از استمرار خدمات کارکنان از دست می رود و سازمان ناچار به تحمل نیروی کار غیروفادار و ناشایست است. مزیت اولیه تعهد پایین افزایش خلاقیت کارکنان است. همچنین فرصتی برای افراد ناراضی فراهم می کند که محل سازگار تری را پیداکند. در برخی شرایط وجود افراد با تعهد سازمانی اندک، سبب می شود سازمان از قصور در موازین قانونی مصون بماند. نتایج بالقوه مطلوب و نامطلوب تعهد سازمانی در سطح پایین بر کارکنان و سازمان در زیر نشان داده شده است.
نتایج و پیامدهای احتمالی بر کارکنان ناشی از تعهد پایین(کم)
نتایح مطلوب(مثبت)
1- افزایش قوه ابتکار، خلاقیت و نوآوری
2- استفاده کارآمد ازنیروی انسانی
نتایج نامطلوب (منفی)
1- پیشرفت و ارتقاء در مسیر شغلی
2- افزایش هزینه های ناشی از عیب جویی و در نتیجه بی ثباتی پرسنل با تعهدکمتر
3- احتمال کناره گیری و اخراج
4- تلاش برای ایجاد اختلال در تحقق اهداف
نتایج و پیامدهای احتمالی موثر بر سازمان ناشی از تعهد کم
2-18-2) تعهد متوسط
در خصوص سطوح متوسط تعهد می توان گفت که بطور کلی فواید آن بیشتر از عیبش می باشد. این حالت نیروی کار ثابت تر و راضی تر است. افراد قادرند خودرا با موازین رفتاری تطبیق دهند، تحت چنین شرایطی رابطه بین نیازهای افراد و انتظارات سازمان در تعادل است. درست است که این افراد با سرعتی که برای افراد کاملاً متعهد ذکر می شود در مشاغل خودپیشرفت نمی کنند، اما در مقابل سازمان از نتایج منفی ناشی از سطوح بالای تعهد در امان می مانند. نتایج مطلوب و نامطلوب تعهد سازمانی در سطح متوسط در کارکنان و سازمان در زیرنشان داده شده است.
نتایج موثر تعهد متوسط بر کارکنان
نتایح مطلوب(مثبت)
افزایش احساس تعلق، امنیتف کامیابی، وفاداری، وظیفه شناسی، کسب هویت فردی و شخصیت مستقل از سازمان
نتایج نامطلوب (منفی)
1- احتمال محدود شدن فرصت پیشرفت و ارتقاء
2- ایجاداشکال در سازگار شدن فرد با تعهدات هم سطح خود
نتایج و پیامدهای احتمالی موثر بر سازمان ناشی از تعهد موثر
2-18-3) تعهدزیاد
در سطوح بالای تعهد، پیامدهای منفی نسبت به نتایج مثبت آن کمتر است. افراد ممکن است به سرعت در شغل خود پیشرفت کنندو میزان تولید را افزایش دهند، اما آنها مجبور به تحمل محدودیتها در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی هستند. در چنین وضعیتی شرایط سازمانی ممکن است به هیچ وجه برای افراد رضایت بخش نباشد. بنابراین ممکن است سازمان انعطاف پذیری خود را از دست بدهد و بار خود را بر دوش متعصب تحمیل کند و به انواع رفتارهای غیرقانونی وغیراخلاقی دست بزند. نتایج مطلوب و نامطلوب در سطح بالای تعهد در کارکنان و سازمان در زیر نشان داده شده است.
نتایج و پیامدهای احتمالی موثر بر کارکنان ناشی از تعهد بالا
نتایح مطلوب(مثبت)
1- پیشرفت در مسیر شغلی و افزایش دریافتها
2- اعطای پاداش توسط سازمان به کارکنان متعهد
3- تعقیب مشتاقانه اهداف سازمان
نتایج نامطلوب (منفی)
1- خاموش ماندن قوه خلاقیت، رشد و ابتکار و فر صتهای تحرک
2- مقاومت دربرابر تغییر
3- فشار و تنش در روابط خانوادگی و اجتماعی
4- فقدان وحدت منافع
5- محدود شدن وقت و انرژی فرد به زندگی سازمان
نتایج موثر تعهد بالا بر کارکنان
نتایح مطلوب(مثبت)
1- امنیت و ثبات نیروی کار
2- قبول درخواست سازمان به تولید بیشتر
3- سطح رقابت بیشتر و عملکرد شغلی بهتر
4- نیل به اهداف سازمانی
نتایج نامطلوب (منفی)
1- استفاده ناکارآمده از نیروی انسانی
2- فقدان انعطاف و ابتکار از سوی کارکنان
3-اطمینان و اعتماد کامل به خط مشی ها و رویه های گذشته
4- مخالفت و تهدید از طرف همکاران
5- انجام فعالیتهای غیراخلاقی برای سازمان
2-19) تفکر سازنده
مهمترین عامل در چگونگی و نوع نشانگان استرس ، تصورات شخصی و میزان ارزش و اهمیت موضوعی ویژه در نزد فرد است ، زیرا عامل تنش زایی که برای فردی منبع استرس و عامل بروز نشانگان استرس است ، چه بسا برای شخص دیگری به هیچ وجه استرس ایجاد نکند (سلیه،1976). دیدگاه ها پدیده ها را بوجود می آورند پدیده ها به خودی خود خنثی اند این دیدگاه ها هستد که به پدیده ها معنا و مفهوم می بخشند.(لازاروس،1982).
پاسخ های استرس نتیجه مستقیم عامل محیطی تلقی نمی شوند، زیرا عوامل محیطی به خودی خود خنثی اند و نمی توانند واکنش های استرس را ایجاد کنند.استرس حاصل ارزیابی ، ادراک و تفسیر ارگانیسم از موقعیت ها و رویدادها ست خواسته هایی که برای شخص اهمیت زیادی ندارندبا احتمال کمتر ی استرس ایجاد می کنند و پیامد های جدی همچون فرسودگی نخواهند داشت . بر عکس خواسته هایی که به هر دلیل برای شخص خیلی مهم جلوه می کنند ، موجب بروز استرس می شوند. چگونگی تفکر وتفسیر فرد از رویدادهای محیطی در انتخاب سبک های مقابله ای در روبرو شدن با شرایط استرس زا نقش دارد.
2-20) تعریف تفکر سازنده
تفکر سازنده یک متغیر کنار آمدن گسترده با مولفه های خاص است(اپستاین، 1985)
2-21) نظریه ها
2-21-1)نظریه اپستاین در رابطه با تفکر سازنده
نظریه اپستاین به مقدار زیادی شناختی است، اما با شیوه تفکر مردم خوگیری شده است و بیان می کند چون افراد به شیوه معینی درباره امور فکرمی کنند، دچار استرس می شوند. افراد با یادگیری اینکه می توانند به گونه ی متفاوتی فکر کنند استرس را نیز می توانند کنترل کنند.انطباق، زمانی، یکی از تعدیل کننده های اصلی استرس در نظر گرفته می شد. به رغم شواهد زیاد مبنی بر ارتباط راهبردهای انطباقی افراد با کاهش استرس،روان شناسان در شناسایی اصول جهانی انطباق یا راهبردهای انطباقی که زیربنای راهبردهای فردی گوناگون را تشکیل می دهد، با مشکل رو به رو هستند(فولکمن،لازاروس،1984).
براساس نظریه اسپتاین افرادی که در کنار آمدن با استرس موفق ترند معمولاً سازنده تر فکر می کنند و افرادی که تفکرشان تخریبی است دچار استرس می شوند.
نظریه اسپتاین حاصل کار وی در زمینه هوش عملی است. اسپتاین مانندپشینیان خود مشاهده کرد که هوش تحصیلی، سازگاری را پیش بینی نمی کند. هوش تحصیلی قادر به پیش بینی روانی، سلامت جسمی، روابط خانوادگی خوب، روابط اجتماعی خوب، روابط عاشقانه رضایت بخش یا موفقیت کاری نیست. بر طبق نظریه شناختی ـ تجربی اسپتاین، افراد سه نظام وابسته به هم دارند که به آنها کمک می کند تا با زندگی روزانه کنار بیایند. نظام عقلانی، که تقریباً برابر با هوش تحصیلی است؛ نظام تجربی و نظام ارتباطی. اسپتاین براین باود بود که نظام تجربی باعث سلامت روانی و جسمی و نیز روابط خوب و موفقیت کاری می شود و هوش تحصیلی که نمره های درسی را پیش بینی می کند به طور غیرمستقیم به موفقیت شغلی مربوط می شود .اما بسیاری از مردمی که در کارشان موفق هستند هوش تحصیلی بالایی ندارند. هوش تحصیلی پیش بینی نمی کند که فرد پول زیادی در می آورد یا در کارش موفق می شود.
اپستاین و مایر برای آزمون این نظریه پرسشنامه ای به نام پرسشنامه تفکر سازندهبرای اندازه گیری توانایی تجربی ابداع کردند. این پرسشنامه در مورد اینکه افراد به هنگام برخورد با مشکلات روزانه به طور سازنده فکر می کنند یا مخرب، شاخص فراهم می آورد. پرسشنامه شامل شش مقیاس انطباق هیجانی، انطباق رفتاری، تفکر طبقه بندی شده، تفکر خرافی، خوش بینی خام و تفکر منفی است. دو مقیاس اول ـ انطباق هیجانی و رفتاری ـ نه تنها بهترین شاخص برای انطباق هستند، بلکه با نظریه هیجان محور و مسئله محور لازاروس نیز همخوانی دارند.
چهار مقیاس باقی مانده ـ تفکر طبقه بندی شده، تفکر خرافی، خوش بینی خام و تفکر منفی ـ همه شاخص از تفکر غیرانطباقی هستند. یافته اصلی اپستاین آن است که برای عملکرد انطباقی باید دقیق فکر کرد. هیچ کدام از این چهار نوع تفکر، دید منطقی در مورد دنیا به ما ارائه نمی دهد.
تفکر طبقه بندی شده :
نوعی از تفکر سیاه و سفید است که خاص افراد خشک و بدون تحمل است در دنیای واقعی خیلی چیزها نه سیاه است نه سفید. توانایی تشخیص رنگ خاکستری دنیا بسیار مفید است.
تفکر خرافی:
تفکری غیرمنطقی است که در آن گفتن یا انجام دادن کارهای خاص باعث نتایج خاص می شود.
خوش بینی خام:
تفکر غیرمنطقی دیگری است که ریشه در این اندیشه دارد که تمام کارهایی که فرد انجام می دهد موفقیت آمیز خواهد بود.
تفکر منفی
گرایش به انتظار بدترین وضعیت است. برای بسیاری از مردم تفکر منفی به پیش گویی خودکام بخش بدل می شود.
تفاوت افراد با تفکر سازنده و افراد با تفکر مخرب
مطالعه مقیاس های تفکر سازنده شاخص هایی را در مورد تفاوت بین افراد با تفکر سازنده و افراد با تفکر مخرب نشان می دهد. تفاوت اصلی هنگام دریافت پیامدهای منفی رخ می دهد. هر دو گروه خواهان نتایج مثبت اند. اما افراد با تفکر مخرب، بعد از دریافت پیامد منفی، بیشتر گرایش به تعمیم دهی بیش از حد نسبت به خود دارند. عزت نفس آنها کاهش می یابد. احساس افسردگی و نسبت به عملکرد آتی خود احساس درماندگی می کنند.
ریشه های تفکر مخرب
اپستاین معتقد است که این امر ممکن است با طرحواره خویشتن در نظریه ضمنی خود، که فرد در کودکی می سازد، پیوند داشته باشد. مانند بسیاری از پیشینیان خود، اپستاین می گوید وقتی عشق به دلیل عملکرد ضعیف پس گرفته می شود یا وقتی عشق به عملکرد خوب مشروط می شود، فرد بخش از نظریه ضمنی خود را می سازد؛رسیدن به این عقیده که اشتباه کردن یا ضعیف عمل کردن منتج به باز پس گیری عشق می شود. از آنجایی که نبود عشق و محبت ممکن است یکی از عمیق ترین و مخرب ترین تجارب کودک باشد، اهمیت اشتباهات یا عملکردهای ضعیف، بیشتر از آنچه هست می شود. حتی اگر افراد بزرگسال به این نتیجه برسند که دارای واکنش های مناسب نیستند اغلب در یادگیری چگونگی پاسخ دهی مناسب، با مشکل روبه رو می شوند. اینکه چرا نمی توان این باور را فراموش و فکر منطقی تر را جایگزین آن کرد، هنوز معلوم نیست.گفته می شود که نظام تجربی با قواعد عقلی و منطقی سروکار ندارد وبرای اینکه تغییر یابد به چیزی بیش از معرفت نسبت به منبع مشکل نیاز دارد(اسپتاین و مایر، 1989).
2-21-2) نظریه شاختر و سینگر
براساس این نظریه، توجه به دو چیز مهم است: هیجان و برانگیختگی همراه آن. وقتی با عدم اطمینان روبرو می شویم دچار ترس و اضطراب می شویم که به سطح بالای اپی نفرین مربوط است: وقتی به تطابق رفتاری می پردازیم؛هیجانمان از ترس و اضطراب به امید بدل می شود که به سطح بالای نوراپی نفرین ربط دارد. به بیان دیگر تغییر هیجانها ممکن است به تغییرات سطح اپی نفرین و نور اپی نفرین باشد. این بدین معنی نیست که تعبیر شناختی ما مهم نیست. در حقیقت به نظر می رسد که تعبیر شناختی ما در سطوح کتکولامین ها تغییر ایجادمی کند. در هر حال کتکولامین است که احساس تولید می کند.
خوش بینی در حکم سبک تفکری اکتسابی
خوش بینی نشان دهنده نگرش مثبت یا پیش آمادگی است برای اینکه چیزهای خوب رخ خواهند داد، در حالیکه امید به رفتار هدفمند مربوط می شود. معنی امید آن است که فرد با بهره گرفتن از مهارت ها یا توانایی های خود، یا شاید پافشاری، می تواند مسیر خود را در رسیدن به هدف پیدا کند. مفهوم سازه های خوش بینی و امید شامل تعاریفی است برحسب متغیرهای زیست شناختی، رویکردهای یادگیری پذیرفته شده سلیگمن و دیگران که در آن خوش بینی نتیجه سبک تبیینی خاص درنظر گرفته می شود،و رویکردهای شناختی تری که در آنها خوش بینی برحسب خودپنداره ای که مردم دارند تعریف شده است.
در تعریف خوش بینی تعریف شی یر و کاور بیشتر پذیرفته شده است. خوش بینی انتظاری تعمیم یافته برای رخ دادن پیامدهای خوب به هنگام برخورد با مشکلات در حیطه های مهم زندگی است. شی یر و کاور با بهره گرفتن از مقیاس جهت گیری زندگیتوانستند رابطه مثبت بین خوش بینی،سلامتی و بهبودی پیدا کند.(شی یر و همکاران،1988).
بعضی از پژوهشگران سبک های تفکر را در حکم عادت مفهوم سازی می کنند. این روش برای درک رفتار افراد خوش بین و امیدوار بسیار موثر است. اگر خوش بینی و امید صرفا روش های آموخته شده ای برای تفکر درباره دنیا باشند و اسنادهای بنیادی شخصیتی را منعکس نکنند، پس باید ایجاد تغییر در چنین سبک های تفکری ساده باشد. در واقع برنامه تفکر سلیگمن برپایه این پیش فرض قرار دارد. سلیگمن این رویکرد را می پذیرد که خوش بینی از سبک اسنادی افراد ناشی می شود. افراد خوش بین، عقب نشینی ها، شکست ها و بدبختی ها را موقتی، مختص به موقعیت خاص و ناشی از علل بیرونی می دانند. امید نیز سبکی اسنادی است که در آن مشکلات موقتی و مختص به موقعیتی خاص در نظر گرفته می شود.
بنابراین، در نظام سلیگمن خوش بینی مفهوم پیچیده تری است؛ خوش بینی شامل سه عنصر و امید تنها شامل دو عنصر است. (سلیگمن، 1990). وقتی بدبین ها رویداد بدی را تجربه می کنند، اجازه می دهند که بر تمام بخش های زندگیشان تاثیر بگذارد؛ آنها رویداد بد را جهان

دیدگاهتان را بنویسید