اصل پایان نامه انحرافات اجتماعی

دانلود پایان نامه

دلیل فقدان یا پایین بودن مهارت و تخصص لازم، یا در مشاغل موقتی، حاشیه ای و کاذب جذب می شوند و یا این که به گروه عظیم بیکاران شهری می پیوندند. این مسأله ایجاد کننده نوع جدیدی از نابرابری اقتصادی – اجتماعی می باشد که در فضاهای شهری به گونه ای ویژه از جمله به صورت حاشیه نشینی منعکس می شود.
در تحقیقی که از سوی زنگی آبادی و همکاران (1384) در مورد علل اقتصادی – اجتماعی حاشیه نشینی در شهر اصفهان انجام شده است به این نتیجه رسیده اند که بیکاری یکی از دلایل حاشیه نشینی در شهر اصفهان محسوب می شود.
همچنین در تحقیقی که از سوی ابراهیم زاده و همکاران (1385) در مورد مهاجران حاشیه نشین شهر اهواز انجام شده است به این نتیجه رسیده اند که بیکاری و عدم برخورداری از درآمد مکفی یکی از دلایل مهم حاشیه نشینی محسوب می شود.
د: تبیین رابطه حاشیه نشینی، جرم و انحرافات اجتماعی
جامعه شناسان مکتب شیگاگو نظیر پارک، مهاجرت و حاشیه نشینی را از منظر بی سازمانی اجتماعی که پیامد استیلای صنعت و تحرک و تراکم بالای جمعیت می باشد مورد توجه قرار داده و بر این باورند که چنین تغییراتی در درون حوزه های کلان شهرها ارزش ها و سنت های بزهکارانه و جنایی را توسعه می دهند.
به اعتقاد لوئیز1 حاشیه نشینی با فرهنگ فقر همراه است و ساکنان این مناطق که عمدتاً از مهاجران هستند به لحاظ سوابق قومی و محدودیت در تحرک اجتماعی و پایگاه اقتصادی و اجتماعی پایین، با ساکنان سایر مناطق شهری متفاوت می باشند. فقدان خلوت و حریم خصوصی در خانواده های حاشیه نشین به گونه ای که هر محدوده ای در دسترس و کنترل همه اعضای خانواده است، شکاف زیاد بین اعضای خانواده، رقابت و کشمکش برای دستیابی به لوازم زندگی به دلیل کمبود آن ها، احساس بی ارزشی، تحقیر، درماندگی، سرشکستگی، سرگردانی و عدم هویت، ناتوانی در فرو خوردن خشم خود و سایر احساسات زمینه را برای رفتار بزهکارانه در جوانان به وجود می آورد. ماجراجویی، پرخاشگری و تن دادن به احساسات و امیال آنی از ویژگی های فرهنگ فقر است که بر مناطق حاشیه نشین حاکم می باشد ( احمدی، پیشین، 185).
محیط های نأمانوس شهری برای مهاجرانی که از فرهنگ خود جدا شده اند و انتخاب حاشیه شهرها به عنوان محل سکونت و قرار گرفتن در شرایط خاص زندگی شهری به همراه فقر اقتصادی انحرافات اجتماعی را افزایش می دهد. دوگانگی یا چندگانگی فرهنگی حاکم بر مناطق حاشیه نشین بازتاب شیوه زندگی طبقات پایین اجتماعی است که معمولاً به عنوان فرهنگ فقر شناخته می شود و یکی از عوامل مؤثر در رفتار بزهکارانه و مجرمانه است. معمولاً دار و دسته بزهکار در اجتماعات خرده فرهنگی، جایی که شانس کسب موفقیت ازراه های قانونی کم است، رشد می یابند. برخورد هنجارها در خرده فرهنگ های متفاوت شرایط را برای رفتار بزهکارانه آماده می سازد. در این مورد، معمولاً خرده فرهنگ های ساکنان مناطق حاشیه نشین، که پایگاه اقتصادی – اجتماعی پایینی دارند با فرهنگ عمومی کلان شهرها در تضاد قرار می گیرند. به نظر کوهن این خرده فرهنگ ها مجموعه جدیدی از هنجارها را فراهم می سازند که می تواند جوانان مناطق حاشیه نشین را برای رفتار بزهکارانه تحریک کند. کوهن بر این باور است که این جوانان مانند جوانان طبقات متوسط شهری تربیت نمی شوند و بنابراین، آمادگی لازم برای حل مشکلات بر اساس هنجارهای مسلط جامعه را ندارند و به روش های غیر قانونی و رفتار انحرافی متوسل می شوند.
مطالعات و تحقیقات جامعه شناسی شهری نشان داده است که زندگی حاشیه نشینی با افزایش جرم رابطه مستقیم و نزدیکی دارد و گاهی این رابطه دو سویه است، یعنی حاشیه نسینی و جرم علت و پیامد یکدیگرند (Jargowsky., 2009; Park., 2007).
تنوع، تجمل و اختلاف فاحش و گسترده طبقات اجتماعی ساکن شهرهای بزرگ، گرانی و سنگینی هزینه های جاری زندگی موجب می شود تا مهاجران غیرمتخصص که درآمد آنان کفاف مخارجشان را نمی دهد، به منظور برآوردن نیازهای خود دست به هر کاری _ولو غیر قانونی_ بزنند. در چنین مناطقی به لحاظ از بین رفتن ارزش های انسانی، کجروی های اجتماعی سریعاً رشد می کند و اعمالی چون دزدی ، اعتیاد، قاچاق، فحشا و نظایر آن گسترش می یابد ( ستوده،77:1376).
در تحقیقی که توسط افشانی و حکمت نیا (1389) در رابطه با تأثیر حاشیه نشینی بر جرائم اجتماعی بر روی حاشیه نشینان شهر یزد انجام شده است معناداری رابطه حاشیه نشینی با جرائم اجتماعی به اثبات رسید.

نتیجه گیری(فصل اول و دوم) و ارائه پیشنهادات:
در جامعه علل مختلفی برای انگیزه جرم و انحراف وجود دارد. اقتصاددانان منشأ عمده جرم و انحرافات اجتماعی را در عوامل اقتصادی اعلام کرده اند. از میان عوامل مختلفی که منجر به انواع کجروی ها می شود می توان از مشکلات اجتماعی که خود زائیده عواملی چون پس افتادگی فرهنگ مادی نسبت به پیشرفت تکنولوژی است، یا بحران اقتصادی و ضعف قدرت مالی و اقتصادی در یک دوره بخصوص، فقر و پیچیدگی زندگی که خود زائیده معضل بیکاری محسوب می شود نام برد.
بیکاری از مهمترین عواملی است که در صورت مساعدت سایر عوامل و مناسب بودن شرایط، زمینه ساز بسیاری از آسیب های اجتماعی می شود. بیکاری بر سه عنصر فرد، خانواده و جامعه آثار و پیامدهای نامطلوبی به جای می گذارد. آثار بیکاری بر فرد عبارت اند از:
1- فوری ترین پیامد بیکاری از دست دادن منبع درآمد و در نتیجه فقر اقتصادی می باشد.
2- پیامد دوم بیکاری برای فرد اعتیاد می باشد، که یکی از عمیق ترین معضلاتی است که جامعه ایرانی به خصوص در سال های اخیر با آن درگیر شده است.
3- سومین پیامد بیکاری برای فرد بحران هویت می باشد. زیرا، فرد بیکار یکی از مهمترین ابزار استقلال یافتن و هویت یابی یعنی اشتغال را در دسترس ندارد.
4- یکی دیگر از پیامدهای بیکاری برای فرد افسردگی می باشد. زیرا، فرد بیکار یکی از ابزارهای مهم اعتماد به نفس و مشارکت در فعالیتهای مشترک با دیگران یعنی اشتغال را در اختیار ندارد.
آثار بیکاری بر خانواده عبارت اند از:
1- یکی از پیامدهای بیکاری برای خانواده ها خشونت خانگی می باشد. اشتغال مردان علاوه بر تأمین امنیت اقتصادی خانواده در تأمین امنیت روانی خود و خانواده هایشان نیز نقش به سزائی دارد. در مقابل بیکاری موجب فقدان منبع مالی برای خانواده می شود. مردی که بیکار است وجود او در خانه آزار دهنده می شود و حتی عزت نفس خود را در بین اعضای خانواده از دست می دهد و او برای نشان دادن برتری و جبران عزت نفس از دست رفته خود ممکن است علیه افراد خانواده دست به خشونت بزند.
2- دیگر پیامد نامطلوب بیکاری برای خانواده، گسترش طلاق بین افراد می باشد. همواره حداقل میزانی از درآمد و ثبات اشتغال برای پیوستگی و پایداری زندگی خانوادگی لازم است. مشقت اقتصادی باعث استرس می شود، استرس نیز به نوبه خود باعث تضعیف کیفیت روابط زناشویی می شود.
از آثار و پیامدهای بیکاری در جامعه می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1- از پیامدهای بیکاری در جامعه می توان به ظهور مهاجرت های بی رویه اشاره کرد . توزیع ناعادلانه امکانات و خدمات به ظهور بیکاری و فقدان شغل برای افراد جویای کار منجر می شود و از سوی دیگر عدم اشتغال به بخش انبوهی از نیروی کار فشار می آورد و آن ها را ناچار می سازد به منظور رسیدن به حداقل امکانات زندگی، موطن خود را ترک و به دنبال کار به شهرها یا کشورهای دیگر مهاجرت کنند.
2- دیگر پیامد بیکاری در جامعه، گسترش حاشیه نشینی و زاغه نشینی می باشد. افراد مهاجر و گروه های کم درآمد شهری، به دلیل فقدان یا پایین بودن مهارت و تخصص لازم، یا در مشاغل موقتی، حاشیه ای و کاذب جذب می شوند و یا این که به گروه عظیم بیکاران شهری می پیوندند. این مسأله، ایجاد کننده نوع جدیدی از نابرابری اقتصادی – اجتماعی می باشد که در فضاهای شهری به گونه ای ویژه از جمله به صورت حاشیه نشینی منعکس می شود.
آثار نامطلوب مطرح شده ناشی از بیکاری در سه بعد فرد، خانواده و جامعه همگی به نوبه خود می تواند به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به گسترش انواع جرائم و انحرافات اجتماعی در جامعه دامن بزند.
بر این اساس جهت پیشگیری از بروز جرم و انحرافات اجتماعی نزد افراد بیکار راهکارهای عملی و اجرایی به شرح ذیل پیشنهاد می شود:
افزایش توانمندی و مهارت افراد بیکار از طریق آموزش های فنی و حرفه ای و ایجاد فرصت های شغلی مناسب و مولد برای افراد نیازمند کار.
تقویت فرهنگ حمایت اقتصادی از جوانان و به خصوص افراد بیکار توسط خانواده ها.
توجه به تأمین اجتماعی، اقتصادی و گسترش بیمه های فراگیر برای افراد بیکار.
اعطای تسهیلات لازم جهت خوداشتغالی متقاضیان و فراهم نمودن بستر مناسب کار.

فصل سوم :
رویکرد های آماری و تجربی
مبحث اول: کلیاتی در باب اشتغال و بیکاری
گفتار اول: بررسی وضعیت اشتغال وبیکاری
الف: بررسی وضعیت اشتغال وبیکاری در ایران
موضوع اشتغال ودستیابی افراد به شغل مورد نظراز اساسی ترین نیازهای یک جامعه محسوب می شود. یکی ازاهداف کلان توسعه دراغلب کشورها و ازجمله کشورما کاهش بیکاری و توسعه فعالیت های شغلی است. اشتغال وکاهش بیکاری به عنوان یکی از شاخص های توسعه یافتگی جوامع تلقی می شود. نرخ بیکاری یکی ازشاخص هایی است که برای ارزیابی شرایط اقتصادی کشورمورد استفاده قرار می گیرد (صیدایی و همکاران ،228:1389).
اشتغال در تمامی مباحث اقتصادی یک بحث کلیدی واستراتژیک است. زیرا، تأمین یا عدم تأمین اشتغال نیروی انسانی می تواند اثرات مثبت و منفی در چگونگی دستیابی به توسعه هر کشور داشته باشد و این روند به دنبال خود آرامش جامعه را به دلیل از بین رفتن بیکاری، مسکوت ماندن امر مهاجرت و بالا رفتن درآمد ناخالص ملی در پی دارد.
امروزه یکی از دغدغه های اصلی کشور، حل معضل بیکاری است که به دلایل ساختاری ازجمله افزایش عرضه نیروی کار، کمبود سرمایه گذاری، مهاجرت روستاییان به شهرها، افزایش فارغ التحصیلان دانشگاه ها، جوانی جمعیت و… بازار کار کشور با عدم توازن مواجه شده است.
چالش های اشتغال وبیکاری نه تنها یکی از مهمترین مسائل اجتماعی روز در کشور به شمار می آید، بلکه با توجه به میزان رشد جمعیت در سه دهه گذشته می توان آن را مهمترین چالش چند دهۀ آینده نیز به حساب آورد. اصولاً اشتغال افرادی که به سن کار می رسند یک الزام سیاسی- اجتماعی است. زیرا، اشتغال نوعی معرف و مجوز زندگی مستقل می باشد و بیکاری می تواند به انحراف و سرخوردگی نسل جوان و بحران های اجتماعی و سیاسی منجر گردد.
بیکاری پدیده ای است که مخاطرات فراوانی برای جوامع انسانی در بر دارد. بیکاری زمینه ساز فساد و تباهی برای جامعه است، بنابراین افزایش نرخ بیکاری که تأمین اجتماعی و مقرری ماهیانه هم به دنبال آن وجود ندارد جامعه را به طرف فقر و فساد سوق خواهد داد. در مجموع می توان از این پدیده با عنوان بحران زاترین پدیده اجتماعی یاد کرد، که دولت مجبور است در راستای حل این معضل سرمایه گذاری مناسب و بهینه انجام دهد.
ایران از نظر فعالیت به گونه ای است که اولاً بخش کشاورزی توان اشتغال زایی اندکی دارد وحتی با مازاد نیرو مواجه است. ثانیاً اشتغال ایجاد شده عمدتاً شهری بوده وثالثاً بهره وری نیروی کار پایین است(همان :303). بایستی به این مسأله توجه داشت که مشکلات اشتغال و بیکاری از ابعاد کمی آن بسیار گسترده تر است و مشکلاتی نظیر توزیع نامتناسب جغرافیایی نیروی کار متخصص و ماهر و تمرکز آن ها در چند شهر بزرگ کشور (تهران، اصفهان، تبریز)، پایین بودن میزان بهره وری نیروی کار، عدم رابطه منطقی بین حقوق شاغلان و بهره وری کار آن ها، عدم رابطه منطقی بین هزینه های زندگی با درآمدهای حاصل ازکار شاغلان ،خروج تعداد زیادی از نیروی کار متخصص ازکشور (فرار مغزها)، اشتغال به کارغیر قانونی تعدادکثیری ازاتباع خارجی در ایران، وجود تعداد کثیری از بیکاران تحصیلکرده و… هم اکنون از جمله مسائلی است که بایستی در برنامه ریزی های توسعه فعالیت های شغلی مدنظر قرار گیرد، به ویژه با توجه به این که شهرهای ایران در شرایط فعلی از نظر تأمین آب، تأمین خدمات و … و از همه مهمتر ایجاد اشتغال، توان پذیرش جمعیت بیش از حد فعلی را ندارد (همان:307). ولی متأسفانه مهاجرت های بی رویه از روستاها به شهرها همچنان ادامه دارد که این عامل به افزایش حاشیه نشینی و تبعات آن در کلان شهرهای کشورمنجر شده است.
متناسب با افزایش جمیعت کشور در طی سالهای 1389- 1345 شاخص های مرتبط با جمعیت واشتغال نیز تغییرات گسترده ای پیدا کرده است. اگرچه تعداد بیکاران و سهم بیکاری در دوره مزبورعلی رغم نوسانات چشمگیر از رشد مثبتی برخوردار بوده اند اما نسبت میزان فعالیت (نسبت جمعیت فعال به کل کشور) از 1/46 درصد در سال 1345 به 9/36 درصد در سال 1380، 2/33 درصد در سال 1385و 39 درصد در سال 1389 کاهش یافته است (مرکز آمار ایران،1389).
بررسی نرخ بیکاری در کشور نشان می دهدکه در سال 1390 نرخ بیکاری در کشور 3/12 بوده است و در سال 1389، 6/14 درصد ازجمعیت فعال بیکار بوده اند، بر اساس این نتایج نرخ بیکاری در بین زنان نسبت به مردان و درنقاط شهری نسبت به نقاط روستایی بیشتر بوده است (مرکز آمار ایران،1390).
بررسی نرخ بیکاری جوانان 24- 15 ساله در سال 1390حاکی از آن است که 5/26درصد از جمعیت فعال این گروه سنی بیکار بوده اند. این در حالی است که نرخ بیکاری جوانان 24- 15 ساله در سال 1389،7/28 درصد بوده است. این شاخص در بین زنان نسبت به مردان ودر نقاط شهری نسبت به نقاط روستایی بیشتر بوده است.
ب: بررسی وضعیت اشتغال وبیکاری در گرگان
بیکاری و کم کاری (اشتغال ناقص) تنگنای جدی در فرایند توسعه است و می تواند در آسیب پذیری و ناپایداری توسعه نقش مهمی داشته باشد. توسعه هنگامی تحقق می یابد که از کلیه امکانات و منابع استفاده بهینه شود. چگونگی به کار گیری نیروی انسانی که یکی از منابع ثروت جامعه محسوب می شود، از مهمترین عوامل زمینه ساز توسعه پایدار است.
اشتغال وبیکاری با سایر عوامل اقتصادی رابطه تنگاتنگی دارد. بیکاری مهمترین منشأ پیدایش فقر و محرومیت می باشد و شکل گیری ناهنجاری ها و تنشهای اجتماعی و از هم گسیختگی تعادل ها در جامعه است. بیکاری در شرایطی پدید می آید که بخش اقتصادی به صورت ضعیف و ناکارآمد عمل کرده و تجهیز منابع و نحوه استفاده از منابع و امکانات طبیعی و انسانی و مادی ناهماهنگ باشد.
شهرستان گرگان که بین مدارهای 36 درجه و 29 دقیقه و 37 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی و نیز 54 درجه و 14 دقیقه و 54 درجه و 52 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است با جمعیتی بالغ بر 430 هزار نفر و وسعت بیش از 1615 کیلومتر مربع در دشتی وسیع و حاصلخیز واقع شده است که از شرق به شهرستان علی آباد ، از شمال به مناطق مرزی ایران و ترکمنستان (از طریق

پاسخی بگذارید