پایان نامه با کلید واژگان امر به معروف، مبدأ و معاد

دانلود پایان نامه

از اصول بنیادین مباحث کلامی اسلام ناب؛ یعنی “توحید”، “امامت” و “معاد” اهمیت به سزایی دارد.
3. هدف از تحقیق
بنابر حکم عقل، مالکیت حقیقی و انحصاری عالم هستی و نیز ربوبیت، ولایت و حاکمیت بالذات و علی الاطلاق، از آن خدای متعال است که قرآن کریم در تأیید این مطلب میفرماید: (أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض(2؛ (أَمِ اتخََّذُواْ مِن دُونِهِ اولیَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلى(3
این مالکیت و ولایت خداوند بر عالم هستی، منبعث از مقام خالقیت و ربوبیت خداوند است: (إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ(.4
بنابراین نمیتوان کسی را به عنوان سرپرست حقیقی جمع بشری، جز خدای یگانه تصور نمود؛ اما بدیهی است که این “مالکیت و ولایت اصیل الهی” بطور مستقیم از جانب خداوند که خود جامه انسانی پوشیده و به اعمال آن بپردازد نخواهد بود؛ چرا که این خود محال ذاتی است؛ بلکه باید از طریق انسانهایی که تحت تربیت خاص الهی به مقام قرب رسیده و “امین دین” محسوب شوند، اعمال و اجرا گردد؛ همانها که حاکمیتشان از مشروعیت واقعی و به حق بر خوردار است و از سوی خدا بر این امر مأذونیت دارند.
از اینرو هدف از مباحث این نوشتار، اثبات این نظریه است که به طور اساسی مشروعیت و حقانیت با إذن الهی محقق می‌شود و حاکمیتی که به غیر از إذن او باشد، مردود و نامشروع خواهد بود.
در این راستا از رهگذر استدلالهای کلامی تلاش نمودهایم تا ثابت کنیم که حقانیت و مشروعیت اصیل و راستین تنها در سایه سار “إذن الهی” قابل تحقق است؛ امری که در حکومت برخی انبیاء عظام( که موفق به تشکیل حکومت شده بودند به ویژه در حکومت پیامبر اسلام( و نیز درحکومت حضرت علی( به نحو بارزی به منص? ظهور رسیده و نقش آرای مردم در آن فقط در تحقق عینی و اثباتی حکومت بوده است و نه در تحقق حقیقی و ثبوتی آن.
4. تبیین واژگان موضوع
کلام: کلام در اصل لغت: صوت‌هایِ معنیدار، و نزد متکلمین: معنی و مقصود انسان است که با کلمات والفاظ به بیان آنها می‌پردازد. و در نزد نحوی‌ها: جملهای که مفیدِ معنی باشد و مقصودی را کاملا برساند، مثل، علی آمد.5
علم کلام: علمی است که درباره خدا و اوصاف او و مبدأ و معاد سخن می‌گوید؛6به عبارتی دیگر در این علم، اصول و عقاید اسلامى یعنى آنچه از نظر اسلام باید بدان معتقد بود و ایمان داشت، بحث و درباره آنها استدلال و در مقابل شبهات طرح شده دربار? آنها، دفاع میشود.7
هر چند که علمای دینی در موضوع آن اختلاف نظر دارند، اما بطور کلی میتوان گفت موضوع آن، تمام مسائل مربوط به عقاید نظری اسلام در حوزه‌های مختلف خدا شناسی، انسان شناسی، جهان شناسی، راهنما شناسی (نبوت امامت) و فرجام شناسی (معاد) می‌باشد و علم کلام در این راه از براهین عقلی و نقلی استفاده مینماید. و منظور از کلامی بودن مبانی، در این پژوهش، بدین معناست که منبع و منشأ حقانیت حکومت دینی برگرفته از موضوعات و بحثهای کلامی هستند.
مشروعیت: این واژه هرچند که از ماده “شرع” اشتقاق یافته است و با کلمههایی چون شریعت و متشرعه هم ریشه است؛ اما در مکاتب و نظام‌های سیاسی به معنای مطابق با شرع یا امری نیست که شارع مقدس وضع نموده است، بلکه یک اصطلاح در فلسفه سیاست به شمار می‌رود و درباره هر نظام سیاسی، سؤال از مشروعیت مطرح می‌شود.8
در علوم سیاسی، این واژه برابر با لفظ “Legitima” است که مفاهیم، درستی، بر حق بودن، حقانیت، قانونی بودن، صلاحیت و حلالزادگی را در بر دارد و در بحثهای علوم سیاسی بیشتر با معنای حقانیت مترادف گرفته می‌شود.9
حکومت دینی: “حکومت دینی” اصطلاحی مرکّب از واژ? حکومت و دین است. اجمال تعریفهای مختلفی که از آن ارائه شده عبارتند از:
1. حکوت دینی حکومتی است که در آن مؤمنان و معتقدان به یک دین خاص، صاحب اقتدار سیاسی باشند؛ یعنی”حکومت دین داران”؛ 2. حکومت دینی، حکومتی است که اقتدار سیاسی جامعه به دست طبق? خاصی بنام “رجال دین” باشد؛ 3. حکومت دینی، حکومتی است که دفاع و ترویج مذهب و دین خاصّی را بر عهده گرفته و جوهر و قوام دینی بودن آن در حالت “مدافعه گرایانه” برای دین خاص است؛ 4. حکومت دینی، حکومتی است که دین خاصّی، مرجعیّت همه جانبه را در عرص? سیاست و ادار? جامعه داشته باشد؛ این تفسیر از حکومت دینی، به دنبال تأسیس “جامعه دینی” است؛ یعنی میخواهد کلی? روابط اجتماعی اعم از فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و نظامی را براساس آموزه‌های دینی شکل دهد.
از میان تعاریف فوق، تعریف چهارم تناسب کاملتری با ماهیت حکومت دینی دارد و نشان می‌دهد که معیار اصلی دینی شدن یک حکومت، دغدغ? انطباق همه شئون جامعه با تعالیم و آموزه‌های دینی است.10

5. سؤالهای اصلی و فرعی تحقیق
الف) سؤال اصلی
مبنای مشروعیت حکومت دینی بر اساس اصول بنیادین در مباحث کلامی چیست؟ و اثبات الهی بودن خاستگاه این مشروعیت چگونه است؟
ب) سؤالهای فرعی
1. حکومت اسلامی و دلیل ضرورت آن چیست؟
2. دیدگاه‌های مطرح راجع به مشروعیت حکومت و نظریه مختار در این ارتباط چیست؟
3. دلیل کلامی بودن بحث از مشروعیت حکومت دینی چیست؟
4. مهمترین چالش در عرصه مباحث “اصل توحید”، “اصل امامت” و “اصل معاد” در ارتباط با نظامهای بشری نظیر حکومت، چیست؟ و چگونه قابل حل است؟
6. فرضیه‌های تحقیق
الف) فرضیه تحقیق دربار? سؤال اصلی
معیار مشروعیت حکومت دینی بر اساس اصل توحید، امامت و معاد، “مأذ
ونیت الهی” است. این بدانروست که در اندیشه توحیدی، مالکیت و حاکمیت حقیقی بر عالم هستی، به طور انحصاری و بالذات از آنِ خداست و به حکم عقل و تأیید شرع، شایستگان و صاحبان ولایت الهی، کسانی هستند که از سوی خداوند منصوب شوند و دارای ویژگی‌ عصمت و علم لدنی باشند. پیوستگی عمیق اعمال این دنیایی بشر، با سعادت و شقاوت ابدی ضرورت چنین ولایتی را بیشتر مبرهن میسازد که به طور مسلم، تأمینگر صلاح واقعی و ابدی انسانی خواهد بود.
ب) فرضیه‌های تحقیق دربار? سؤالهای فرعی
1. نظام حکومت در اسلام، از طریق إذن خاص یا عام الهی همراه با مقبولیت مردم، سامان مییابد. در این نظام حکومتی، تمام قوانین و مقررات، مبتنی بر آموزههای دینی بوده، جامعیت و کمال دین، لزوم بقاء دین و اجرای حدود و حقوق الهی و نیز اقدام عملی پیامبر (و انبیاء پیشین( در برپایی حکومت، بیانگر ضرورت شکلگیری آن است.
2. قانونی بودن، انطباق فرایند اقتداریابی رهبران با باورها، کار آمدی دراز مدت، مقبولیت عمومی مردم، رأی اکثریت و قرارداد اجتماعی، از مبانی مطرح در باب مشروعیت حکومت است؛ اما نظریه مختار این است که مشروعیتِ حکومت جز احراز “مبنایی عقلانی” برای “حق حاکمیت” نخواهد بود. و عقل حکم میکند که اگر “تحقق حکومت و ولایتی” مستند به حاکمیتِ بالذات و برخاسته از ولایتی حقیقی باشد که بی‌تردید از آن خدای یگانه هستی بخش است؛ حائز “مشروعیت” و “حقانیت” خواهد شد.
3. معیار کلامی بودن یک مسأله آن است که به “فعل الهی” بازگردد، بر این اساس مسأله انتصاب نبی و به دنبال آن، انتصاب امام به عنوان حاکم ، مرجع سیاسی و صاحب ولایت و تدبیر امت، از سوی خدای متعال، “فعل الهی” و مسأله‌ای کلامی محسوب می شود.
4. چالش اساسی در عرصه حکومت در نگرش به اصول بنیادین جهان بینی اسلام، مسأله خاستگاه حقانیت و مشروعیت آن است. این امر، با نگاه به ولایت انحصاری خداوند بر ماسوا، بنابر اصل توحید و ویژگی گوهرین عصمت و علم لدنی صاحبان امرِ امت، در اصل امامت، و اهمیت سامانیابی جامعه، جهت تضمین رستگاری ابدی بنابر اصل معاد؛ قابل حل است.
7. پیشینه تحقیق
مایه‌های اصلی مباحث مربوط به حکومت دینی، را می‌توان در قرآن کریم جست که به رسالت الهی انبیاء عظام( در تأسیس حکومت دینی تصریح نموده است: (فقدآتینا آل إبراهیم الکتاب و الحکمه و آتیناهم ملکاً عظیماً(11؛( اولئک الذین آتیناهم الکتاب والحکم والنبوه(12؛ (وشددنا مُلکَه وآتیناه الحِکمهَ وفصلَ الخطاب(13؛( لَقَدأَرسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَ الْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنزَلْنَا الحَْدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِىٌّ عَزِیزٌ(14؛ (وَ لَقَد بَعَثنَا فِی کُلِّ أمهٍ رسولاً أن إعبُدُوا اللهَ وَ إجتَنِبُوا الطّاغُوت(15و…
بر اساس این آیات، اهداف عالى، در مسیر نیل انسانها به سعادت دنیا و آخرت مطرح، و بر تحقق آنها تأکید شده است. این اهداف چون اقامه عدل و قسط در جامعه، رها سازى مردم از بند استکبار، مبارزه با طاغوت‌ها جهت نفى حاکمیت آنها و جایگزین ساختن حاکمیت خداوند در زمین، امر به معروف و نهى از منکر، وضع قوانین کیفرى و مجازاتهاى تضمین کننده سلامت و ثبات جامعه انسانى، نظیر حدود، دیات، قصاص و مانند آن است که در آیات بیشمارى از قرآن بیان شده است. بدیهی است که پیامبران الهی( زمانی میتوانند به این اهداف سعادت بخش و عدالتگستر عینیت بخشند که برخوردار از یک ابزار قوی و اقتدار فائق یعنی حکومت باشد.
علیرغم اتفاق نظر غالب اندیشوران مسلمان بر مشروعیت الهی حکومت پیامبرگرامی اسلام( بحث مبنای مشروعیت حکومت، بعد از رحلت آن حضرت، از اجماع و اتفاق ‌نظر برخوردار نشد، و پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام( زمینه اختلاف نظر عمده میان دو گروه شیعه و سنی گردید.
شیعیان عموماً بر مشروعیت تنصیصی حکومت بعد از رسول الله( معتقد بودند و اینکه رهبری جامعه اسلامی بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام( به دستور خداوند به حضرت علی( واگذار شده است و در مقابل، اهل سنت منابع گوناگونی از جمله اجماع اهل حَلّ و عقد، استخلاف امام سابق، استیلا، زور و غلبه و نصب و نصّ را در انعقاد حکومت و امامت معتبر دانستند و به عبارت دیگر معتقدند که خداوند، امر حکومت را بعد از پیامبر( به اختیار مردم واگذار نموده است.
بنابراین پیشینه مباحث مشروعیت حکومت اسلامی و مبانی آن به صدر اسلام برمی‌گردد که تا به امروز همواره به عنوان یک مسأله پرچالش و محوری در میان مسلمانان مطرح بوده است.
در اینجا بصورت اجمال، به برخی از نظرات قدماء و معاصر، صاحب نظران اهل سنت درباره مبانی مشروعیت حاکم و حکومت اسلامی اشاه میکنیم:
1. ابوالحسنعلیبنمحمدبنحبیب معروف به “ماوردی” (متوفی450 ق) از فقهای نامور سیاسی اهل سنت در کتاب الاحکام السلطانیه، درباره نحو? انعقاد امامت چنین می‌نویسد: “امامت برای امت، به دو صورت حاصل می‌شود: الف. از راه انتخاب اهل حل و عقد (صاحب نظران و معتمدان امت)، ب. از راه انتصاب به وسیله امام پیشین”16
2. قاضیابییعلیموصلیحنبلی(متوفی 458 ق) در این باره چنین می‌نویسد: “امامت، با اعمال زور و قدرت نیز حاصل می‌شود و نیازی به گزینش و عقد ندارد؛ بنابراین، هر کسی که به زور شمشیر، پیروزی به دست آوَرد و بر مسند حکومت و خلافت نشست و…”17
3. محمدقرط
بی(متوفی 567 ق) نیز در این باره می‌نویسد:
“هرگاه امامت، به اتفاق آرای خردمندان امت و معتمدان قوم و یا به وسیله یک نفر از ایشان، تشکیل و تحقق یافت، بر همه مردم واجب است که آن را بپذیرند و با چنین امامی بیعت کنند.”18
4. موفقالدین عبدالله بن قدامه حنبلی(620 – 541 ق) در این خصوص می‌نویسد:
“کسی که امامتش به وسیله نصب پیامبر( یا امام سابق ثابت شده باشد، امامت‌اش ثابت و تصرف او واجب می‌شود. پس امامت ابوبکر به وسیله اجماع و بیعت صحابه با وی ثابت میشود و…”19
5. قاضیعضدالدین ایجی( 756 – 816 ق) در کتاب “المواقف” در مقصد سوّم و در راه‌های ثبوت امامت چنین می‌نویسد: “با یکی از سه فرایند، منصب امامت برای فرد، تعیّن می‌یابد:1. نص رسول خدا (2. نص امام پیشین 3. بیعت ارباب حل و عقد.”20
6. ابنخلدون(808 – 732) در این باره چنین می‌نویسد: “امامت، از مصالح همگانی است که به دیدگاه خود امت وانهاده شده است، هرکس را تعیین کردند، او پیشوا خواهد بود.”21
7. فضل‌الله روزبها

دیدگاهتان را بنویسید